تاریخ مصیحیت(یهودیت)

sample-ad

حج در آیین یهود

اندیشه حج برای یهودیان، امر جدیدی نیست بلکه پیشینه طولانی دارد. آن دسته از یهودیان که پیرو آیین ابراهیم علیه السلام بوده اند، حج را به سوی بیت اللّه الحرام انجام می داده اند و آنان که از اقوام سامی بودند، به سوی معابد و هیاکل و ابنیه و آثار و قبور مردگان که ـ در حج تمدن ها دیدیم ـ(۱) به انجام مراسم حج می پرداخته اند.

حج یهود یک فریضه دینی بوده که تورات بر آن ها واجب نموده است.

 این مطلب را در نوشتاری اینگونه می خوانیم:

 «حج به سوی یکی از معبدها، یک رسم دیرینه سامی است که حتّی در اجزای قدیمی اسفار پنجگانه موسی، به عنوان یک فریضه دینی عنوان شده است. در «سفر خروج» فصل بیست و سوم، فقره چهاردهم آمده است: «در هر سال سه مرتبه برای من عید بگیرید» و در آیه سی و سوم از فصل سی و چهارم آمده است: «در هر سال سه مرتبه همه مردان باید در برابر خدای بزرگ، خدای اسرائیل ظاهر شوند.» و در سرزمین های عربی نیز اماکن بسیاری وجود داشته که در آن اماکن مراسمی همچون حضور در عرفات صورت می گرفته است.»(۲)

در هر یک از اعیاد سه گانه، فرقه های یهود به اماکن معیّنی آهنگ حج می کردند. در روز «استغفار» (عید مظال(۳)) به سوی کوه سینا حج می کرده و در عید «فِصح» به بیت المقدس و در عید «استیر» و «عید باران» و… به اماکن دیگری رهسپار می شدند که ان شاء اللّه در خلال بحث های آینده خواهد آمد.

 با این حال، از تحقیق و تفحّص در تورات، مکان خاصی را پیدا نمی کنیم که از زبان پیامبرشان حضرت موسی علیه السلام ، حج همانند یک دستور الهی آمده باشد. و جای این پرسش است که: آیا خداوند برای یهودیان حج به مکان مخصوصی را واجب نساخته است یا اینکه راویان و نویسندگان متون دینی توراتی، آن را از قلم انداخته اند یا به عادت معروف قوم یهود که تورات را تحریف می کردند آن را نیز تحریف نموده اند؟!

 بدین جهت است که اماکن حج متعدد شده و کوچ یهودیان در اعیاد سالانه به نقاط مختلف بوده و هر مکان عبادتی را با عنوان «بیت» می نامیده اند که در ازمنه مختلف محل برگزاری حج آنان بوده است؛ مثلاً در «بیت المقدس» «بیت ایل» «بیت آون» که در نزدیکی بیت ایل بوده و «بیت اصل» در یهودا و «بیت حور» نزدیکی قدس و «بیت هاجن» در جایگاه تولد عیسی علیه السلام در «بیت لحم» و «بیت هاشطه» و سایر بیوت که شمارش آنها به درازا می کشد و می توان به کتاب مقدس در عهد جدید و قدیم مراجعه کرد که در آن جا درج شده است.

 در خصوص زمان حج یهودیان «دکتر حسن ظاظا» می نویسد:

 «اوقاتی که در آن حج می کنند همزمان با اعیاد آنهاست و اینها سه زمان است:

 ۱٫ عید فِصح، که در فصل بهار واقع شده و مدت آن هفت روز است و از روز پانزدهم نیسان به تقویم یهودی آغاز می شود.

 ۲٫ «عید حصاد» یا «اسابیع»، (شبوعوت) که مدت آن یک روز است مصادف با ششم ماه سیوان به تقویم یهودی که در اوایل تابستان (یونیه) قرار گرفته است.

 ۳٫ «عید ظُلل»، (سرکوت) که مدت آن هشت روز است و در پاییز قرار دارد و از روز پانزدهم ماه «تشرین» یهودی آغاز می گردد. موسم های سه گانه یاد شده را سه عید می نامند که حج در آن ها مستحب است و با صدقات بسیاری همراه می گردد.(۴)

 حج حضرت موسی علیه السلام

ضروری و مناسب است که بدانیم حضرت موسی علیه السلام چگونه حج می کرد. پیش از آنکه به تحریف شریعت موسی علیه السلام به وسیله یهودیان بپردازیم.

هرگاه در اخبار و روایات و احادیث وارده از سنت شریفه تتبع کنیم، خواهیم دید که موسای کلیم بر خلاف حج پیامبران سلف حج نکرده اند. آن پیامبر گرامی نیز به سوی بیت اللّه عتیق حج کرده و طواف نموده و تلبیه گفته، به گونه ای که پدران و نیاکانش که پیام آوران حق و فرمانبرداران دستورات آسمانی بوده اند، حج کردند. این مطلبی است که روایات حج پیامبران بر آن تأکید می ورزد.

 «موسی علیه السلام از رمله مصر محرم شد و از «صفائح الروحاء» با حالت احرام گذشت و بر ناقه ای سوار بود که مهار آن از برگ خرما بود و دو جامه قطوانی (سفید) بر تن داشت و تلبیه می گفت و کوه ها او را در تلبیه همراهی می کردند.»(۷)

 و ازرقی گوید: «پیامبر خدا، موسی علیه السلام بر شتر سرخ موی سواره حج کرد و به روحاء گذشت و دو جامه قطوانی دربرداشت که یکی را به صورت لنگ بست و دیگری را بر دوش افکند و طواف خانه کرد و سپس سعی صفا و مروه نمود و درحالی که صفا و مروه را سعی می کرد، ندایی از آسمان شنید که می گفت: «لَبَّیکَ عَبْدی أنا مَعَک» و موسی علیه السلام با شنیدن این ندا به خاک افتاد و سجده کرد».(۹)

حضرت موسی علیه السلام از پیامبران اولوالعزم بود و امکان نداشت از طریق حجّ صحیح منحرف گردد و به راهی که جز رضای خداوند است، ره بسپارد. بنابراین، انحراف هایی که در حج یهود رخ داده، عملکرد پیروان موسی علیه السلام است که به تعالیم و اوامر خداوند ملتزم نشده و در نتیجه به انحراف گراییدند و عقوبت گناهانشان را دیدند و به خفّت و ذلّت موسوم شدند.

انحراف یهود در حج

یهودیان سنّت پیامبرشان، موسی کلیم اللّه را ـ که در حج به خانه خدا توجه داشت ـ پیروی نکردند و چنانکه گفتیم، بیشتر تعالیم شریعت موسی و از جمله حج را تحریف کردند. گفتنی است که در حال حاضر حج از دیدگاه یهودیان واجب نیست و از ارکان عبادات آنها به شیوه ای که در اسلام دیده می شود، به شمار نمی آید و حداکثر به عمره مسلمانان شباهت دارد.(۱۱)

پس از کلیم علیه السلام یهود به فرقه های مختلف درآمدند و هر فرقه ای شیوه ای را برای حج برگزید و مکانی را برای آداب و مراسم حج انتخاب کرد؛ به عنوان مثال:

 ۱٫ گروهی از آن ها آهنگ بیت المقدس و هیکل سلیمان نمودند.

 ۲٫ گروهی به کوه طور سینا رفتند.

 ۳٫ برخی «بئر حیّ» واقع در نزدیکی شهر الخلیل را برگزیدند.

 ۴٫ برخی دیگر به اماکن متبرکه به تعبیر آنها، که مهم ترین آنها کوه های برافراشته و تپه ها و چاه های آب و اماکن دیگر طبیعی است، رفتند.

 و اکنون به توضیح کوتاهی در باره این اماکن می پردازیم:

حج به بیت المقدس

 بیت المقدس یا قدس از اهمّ اماکن مقدس نزد یهود است. همچنین این مکان مقدس از نگاه مسیحیان و مسلمانان مورد احترام است، از این رو حج بیت المقدس از قدرت ویژه ای برخوردار می باشد.

یهودیان به ویژه فرقه «یهودا» که از داود و سلیمان تبعیت می کنند، برای بیت المقدس به ویژه پس از بنای هیکل معروف درقدس شریف به دست حضرت سلیمان علیه السلام ، احترام خاصی قائل اند.

 قداست بیت المقدس از نظر یهودیان مقارن با بنای هیکل سلیمان است. هیکل سلیمان معبد مرکزی یهود بود که حرم حج و قبله نماز آنها از زمان داود و سلیمان به شمار آمده است. این معبد بزرگ در رهگذر تاریخ رو به ویرانی نهاده و امروزه جز بخشی از دیوار اصلی آن نمانده است که یهودیان آن را «دیوار غربی» می خوانند و دیگر امت ها به نام «دیوار سوگواری». این دیوار بخشی از حصاری است که در عهد هیرودیس بنا شده که هم عصر تولّد عیسی علیه السلام بوده است.(۱۲)

قدس شهری است در نقطه مرکزی فلسطین که بر فراز تپه ای از سنگ، به ارتفاع ۷۶۲ متر قرار گرفته و با شهر «یافا» که شهر جدید البنایی است، تقریبا پنج کیلومتر فاصله دارد.

 بیت المقدس از نظر پیروان آیین های یهود و مسیحی و اسلام مورد تقدیس و احترام است و مقدسات آیین های سه گانه در این شهر تاریخی قرار دارد. یهودیان عقیده دارند که یکی از دیوارهای مسجد الاقصی با سنگ هایی ساخته شده که از هیکل سلیمان برجای مانده و همان دیوار معروف به دیوار سوگواری است. شاید این شهر همان شهری باشد که در سفر تکوین تورات به نام «شلیم» از آن یاد شده که داود پس از خارج ساختن آن از دست «یبوسیان»(۱۳) پایتخت خود گرفت و سلیمان هیکل عظیم را در آن ساخت و بر عظمت و شکوه آن افزود و پادشاهان یهودا آن را مقرّ سلطنت خود قرار دادند و بسیاری از پیامبران بنی اسرائیل آنجا ظهور کردند و به ترویج شریعت خود پرداختند. گویند: «هر وجب از این سرزمین جایگاه نماز پیامبری بوده است».(۱۴)

 اعراب با یهودیان جنگیدند تا بیت المقدس قدیم را از چنگال آنها برهانند و یهودیان ناگزیر از این شهر عقب نشینی کردند، لیکن شهر جدید بیت المقدس همچنان در قبضه آنهاست.(۱۵)

 خلاصه آنکه: فرقه یهودا، بیت المقدس و هیکل سلیمان را محلّ برگزاری حج سالانه خود قرار داده و در عید سالانه موسوم به «عید فِصح» به برگزاری مراسم می پردازند. اهمّ مراسمی که در آنجا انجام می شود، قربانی است که تعالیم دینی آن ها به آنان توصیه کرده است و با آنچه در تورات آمده تفاوت بسیار دارد. تورات به قربانی کردن گاو فرمان می دهد.(۱۶) اما رساله دینی آنها قربانی کردن انسان را توجیه می کند! بدینگونه در عید فِصح قربانی از کودکانی انتخاب می شود که بیش از ده سال ندارند و یا کمی بیش از ده سال داشته باشند. خون این قربانی را با خمیر می آمیختند و بدان تبرک می جستند.

 یهودیان خون قربانی را به طرق گوناگون بیرون می کشند. گاهی قربانی را به صورت زنده در بشکه ای قرار می دهند که در اطراف آن بشکه، سوزن هایی به داخل تعبیه شده که بر بدن قربانی فرومی رود و خون از آن سوزن ها جاری می گردد و قربانی با عذاب و شکنجه جان می سپارد و در این حال یهودیان از لذت سرمست می شوند(۱۷) و گاه شریان های قربانی را از چند موضع پاره می کنند تا خون از رگ ها بیرون بپاشد و گاه کودک را همانند گوسفند قربانی می کشند و خون آن را به نحوی که اشاره شد می گیرند و به حاخام یا کاهن یا ساحر می دهند تا در تهیه فطیرهای مقدس یا عملیات سِحر از آن استفاده کند.(۱۸)

 زمان برگزاری حج یهود در بیت المقدس، روز چهاردهم ماه اول سال دینی آن ها، ماه نیسان است که به مناسبت نجات موسی و بنی اسرائیل از فرعون و قوم و خروج از مصر جشن می گیرند.(۱۹)

 ویل دورانت، درباره قربانی کردن کودکان می نویسد:

 «پیشینیان یهود را همانند پاره ای از اقوام عادت بر این بوده که کودکی را قربانی کنند. این کار را دوست می داشتند تا بدینوسیله خشم آسمان را فرو نشانند! به مرور زمان ترجیح دادند این قربانی را از میان کودکان مجرم که به اعدام محکوم می شدند، برگزینند. بابلی ها به این قربانی جامه پادشاهی می پوشاندند تا به فرزند پادشاه شباهت پیدا کند سپس به دار می آویختند و این کار در «رودس» و عید «کرونس» بود. گمان می رود که قربانی کردن گوسفند یا بزغاله در عید فِصح در حقیقت تخفیف حکم قربانی بوده که با پیشرفت تمدن از قربانی انسان به قربانی حیوان تحوّل یافته است.»(۲۰)

 چنین به نظر می رسد که یهودیان در حال حاضر برّه یا بزغاله ای را در حج بیت المقدس قربانی می کنند و انسان کشی یهودیان به شیوه دیگری درآمده است!(۲۱)

کوه موسی علیه السلام در صحرای سینا

یهودیان بر این باورند کوهی که در طور سینا واقع است و ۳۲۰ کیلومتر از منطقه «عیون موسی» فاصله دارد و ارتفاع آن به ۷۶۰۰ پا می رسد همان کوهی است که خدای تعالی با موسی علیه السلام در آن سخن گفت و الواح مقدس را بر او فروفرستاد. از این رو یهود کوه سینا را طی قرن ها تقدیس کرده و آهنگ زیارت آن نموده و آن را از مقدسات خود شمرده است.

«منشه حاریل» استاد جغرافیای دینی و تاریخ ادیان در دانشگاه های عبری می گوید: «یهود همه ساله حج می گزارند. از قرن هفتم میلادی تا به امروز آهنگ زیارت کوه موسی را می کنند و برای رسیدن به این مکان، مشقت زیادی را متحمل می شوند و ۳۸۰۰ متر کوه پیمایی می کنند تا به قلّه آن برسند. آنها معتقدند که خداوند از بالای این کوه با موسی علیه السلام تکلم کرده و همو رسالت و وصایایی را دریافت نموده است.

این کوه برای آنان به مثابه کعبه برای مسلمانان است. عدد کسانی که از بیست میلیون یهودی مشقت حج این کوه را تحمل می کنند، کم نیست این کوه به صورت یکی از اماکن مقدس یهود درآمده است.»(۲۲)

 نامبرده سپس به بیان بطلان این باور یهودیان پرداخته و در مقاله ای که در مجله المختار آلمان سال ۱۹۷۴ به چاپ رسیده، تصریح می کند: آنچه در گزارش هیأت اعزامی آمریکایی آمده درست است و نتایج حاصله با نتیجه تحقیق مرکزی وی هماهنگی دارد و می افزاید: کوهی که یهودیان به حج آن می روند، کوهی نیست که در آن جا خداوند با موسی سخن گفته است و هنگامی که دلیل عدم موافقت او را با انتشار رسمی این تحقیق می پرسند، پاسخ می دهد: اعلام اینگونه مباحث و دیگر حقایق تاریخی به احساسات دینی و باورهای آنها نسبت به اسطوره ای که به صورت یک عقیده درآمده است، لطمه خواهد زد.(۲۳)

حقیقت این است که آنچه تورات در مشخصات و علائم کوه موسی علیه السلام ذکر می کند با آنچه در کوهِ مورد توجهِ یهود در حج سالانه دیده می شود، تفاوت دارد؛ مثلاً فاصله این کوه با «عیون موسی» و ارتفاع آن و دیگر علائم و نشانه ها و توصیف آن منطقه به عنوان معادن فیروزه و مس، که یهودیان در آن تاریخ به صنعت و تجارت آن شهرت داشته اند.(۲۴)

 در حالی که کوه مورد توجه یهود در حجّ سالانه، از «عیون موسی» فاصله دارد و ارتفاع آن از کوه مذکور در تورات بیشتر است و مطالعات هیأت آمریکایی درباره آثار منطقه با آن وفق نمی دهد و معدن فیروزه و مس در آن جا وجود ندارد.

 بنابراین اعتقاد اسطوره ای یهود درباره این کوه، یک بدعت آشکار است که هفت قرن پس از میلاد مسیح علیه السلام به وجود آمده، مانند آداب و تعالیم یهودی و تدوین تورات و نظائر آن. اما مناسک حج یهود به این کوه را از مقایسه ای که (هوتسما = Houtsma) میان وقوف مسلمانان به عرفات و کوچ بنی اسرائیل به کوه سینا نموده است، می توان بیان کرد.

 آنها از معاشرات با زنان خودداری می کنند. (سفر خروج، فصل ۱۹، آیه ۱۵) آنها لباس های خود را برای این مراسم شست و شو می دهند (سفر خروج ۱۹/۱۰/۱۴) و در برابر خدا می ایستند همانگونه که مسلمانان از زن اجتناب نموده و با جامه احرام دربرابر خالق وقوف می کنند.(۲۵)

 از جمله مناسک این کوه، نوشیدن آب از چشمه موسوم به «شیلوه مقدس) است که دعای خاصی دارد و روشن کردن عبادتگاه و قربانی و آداب دیگر. به علاوه موسم آن که معمولا «عید سایبان بندی» یا «روز استغفار» است.(۲۶)

 طبیعی است که هنگام بحث از معنای حقیقی این موسم، آن را با «عید پاییز» یهودیان سامی شمال مقایسه کنیم. عید سایبان بندی یا روز استغفار چیزی است که در تورات آمده و غالبا با عبارت اختصاری بر آن اطلاق «حج» می شود (سفر القضات، فصل ۲۱، فقره ۱۹ و…) و (سفر شاهان نخستین، فصل هشتم، فقره ۲ و ۶۵).(۲۷)

«بئرالحیّ»، چاه مقدس

 فرقه دیگری از یهود، منطقه ای را که چاه مقدس قرار دارد تقدیس می کنند و به سوی آن حج می گزارند. این فرقه، عقیده دارند که اینجا سرزمین جد اعلایشان اسحاق فرزند ابراهیم خلیل علیه السلام است که در آن شهر می زیسته و بدرود حیات گفته است.

 در تورات آمده است: پس از مرگ ابراهیم علیه السلام خداوند مقام نبوت را به پسرش استحاق داد و اسحاق در کنار «بئرالحیّ الرائی» اقامت گزید(۲۸) و نیز در تورات است که اسحاق در حیات پدر با مردم این سرزمین وصلت کرد و مادر وی ساره نام داشت. در خصوص ازدواج اسحاق با ساره، تورات داستانی را آورده که این مکان و آب چاه حیّ را در نگاه یهود قداست خاصی بخشیده است.(۲۹)

 منطقه «چاه حیّ» در نزدیکی شهر الخلیل واقع است و الخلیل در ۴۴ کیلومتری بیت المقدس قرار دارد که همان شهر «حبرون» قدیم است و قبر ابراهیم خلیل علیه السلام و همسرش ساره و اسحاق و یعقوب و «رفقه» همسر اسحاق در آن است و مسجد و معبد بزرگی این قبرها را دربرگرفته است.(۳۰)

 این پنج تن جایگاه خاصی در نظر برخی یهودیان دارند و لذا قبرهایشان را تقدیس نموده و به زیارتشان می آیند و همچنین محلّی است برای آهنگ حج و وسیله تقرب به خدا و تقدیم قربانی و نذورات و هدایا و خواندن دعا و گریه و زاری برای برآمدن حوائج و نعیم بهشت و تحصیل رضای خداوند.

 دکتر حسن ظاطا، در باره حجّ این منطقه می نویسد: چاه «حیّ رائی» در نزدیکی الخلیل است که بسیاری از پارسایان یهود به حج آن می آیند و تا به امروز ادامه دارد؛ زیرا در تورات آمده است:

«پس از مرگ ابراهیم، خداوند اسحاق را مشمول کرامت خود قرار داد و اسحاق در کنار چاه حیّ رائی اقامت گزید و همانجا قبل از مرگ پدرش ابراهیم و مادرش ساره با رفقه ازدواج کرد».(۳۱)

معبد «ایل» در نزدیکی نابلس(۳۲)

 فرقه دیگری از یهود موسوم به «فرقه سامری» این معبد را تعظیم می کنند. اینها به جز «سفرهای پنجگانه»، که بخشی از عهد قدیم است، ایمان ندارند و به رستاخیز و روز قیامت مؤمن نیستند؛ ابن حزم در کتاب ملل و نحل می نویسد:

«آنها همه نبوت های بنی اسرائیل پس از موسی علیه السلام و یوشع را تکذیب می کنند و شمعون و داود و سلیمان و اشعیا و الیسع و الیاس و عاموص و حبقون و زکریا و ارمیا و دیگر پیامبران را قبول ندارند. آن ها می گویند شهر قدس همان نابلس است و هیجده میل با بیت المقدس فاصله دارد. آن ها برای بیت المقدس عظمت و حرمتی قائل نیستند. در شام زندگی می کنند و خروج از آن جا را جایز نمی دانند.(۳۳)

 معبد ایل که یعقوب آن را در کنعان بنا کرد، نزدیکی نابلس واقع شده که بنی اسرائیل به حج آن می آمده اند تا هنگامی که سلیمان در قدس هیکل را بنا نهاد و جایگاه آن معبد همچنان مورد توجه بود تا اینکه مملکت سلیمان پس از مرگش به دو بخش تجزیه شد:

 ۱ . سامره شمالی، که مردم این کشور با خاندان داود و سلیمان در جنوب خصومت داشتند و خود را اسرائیل می نامیدند و در حج آهنگ بیت ایل را می کردند.

 ۲ . یهودا، که از نسل داود و سلیمان بودند و در حج آهنگ هیکل سلیمان در «اورشلیم» را می کردند و این نامی است که از زمان سلیمان بدان اشتهار داشته است.(۳۴)

و در این گذرگاه قبر یوسف قرار دارد و چاه یعقوب در نزدیکی آن واقع است.(۳۵)

و اما قبله ای که فرقه سامره به سوی آن توجه دارند، کوهی است به نام «غریز یم» که میان بیت المقدس و نابلس واقع است. می گویند خدای متعال داود را به ساختن بیت المقدس در کوه نابلس فرمان داد و این همان کوه طور است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت، سپس داود رهسپار «ایلیا» شد و آن جا «بیت ایل» را بنا نهاد و بدینسان مرتکب خلاف و ستم گردید.

سامریان به این قبله توجه دارند و با یهودیانی که قبله شان بیت المقدس است مخالف اند.(۳۶)

 مقصود از کلمه «ایل» خدا است و بیت ایل یعنی خانه خدا. این معبد در مجاورت کوهی و نخلی قرار دارد.  و نخل را چون «عُزّی» که در وادی «بطن نخله» قرار داشت و خالد بن ولید به فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را قطع کرد. چون مردم جاهلیت حج آن می کردند و نذورات و هدایا بر آن می آویختند.

فرقه سامره آداب دیگری مانند طواف و قربانی دارند و بالای آن کوه می روند و بر آن وقوف می کنند و نذورات و هدایایی برای آن درخت مقدس دارند تا حاجاتشان برآورده شود! در تورات، سفر قضا آمده: «دبوره» همسر «فیدوت» در آن زمان دو قرن پس از موسی علیه السلام ، متولّی حوائج بنی اسرائیل بود. دبوره زیر آن نخل که میان رمله و بیت ایل قرار داشت، می نشست و بنی اسرائیل به سوی آن می رفتند تا حاجاتشان را برآورده سازد!(۳۷)

به نظر می رسد که دلیل آن، تجلّیِ عظمت خداوند برای یعقوب نبی علیه السلام بوده است: (اَللّهمّ إنّی أسألک بِاسْمِکَ العظیم الأعظم الأعزّ الأجلّ الأکرم… و بمجدک الّذی تجلّیت به لموسی کلیمک علیه السلام و… ولیعقوب نبیک علیه السلام فی بَیْتِ ایل).

حج به اماکن طبیعی

 گروه دیگری از یهود به سوی اماکن طبیعی، چون کوه های بلند و تپه ها و اشجار و چاه ها و چشمه های آب آهنگ حج می کنند. مستند اینها پاره ای از نصوص تورات و تأسی به سنّت نیاکانشان می باشد که این اماکن را تقدیس کرده و آن ها را آیات بزرگ الهی می دانسته و به وسیله آن ها به خدا تقرّب می جسته اند. این نصوص برای برخی اماکن طبیعی زمین، قداستی قائل شده است. «این ها فرائض و احکامی است که حفظ می کنید تا در زمین خدا عمل نمایید تا در تمام روزهای زندگی آن را در تصرف داشته باشید و همه اماکنی را که امت ها به پرستش خدایانشان پرداختند، چون کوه های سر به فلک کشیده و بلندی ها و زیر سایه درختان سرسبز ویران کنید و محلّ قربانی ها را نابود سازید و بت هایشان را بشکنید و ستون هایشان را به آتش کشید و تمثال خدایانشان را محو کنید و نامشان را از این مکان بزدایید و شما مانند آنها برای خدایتان عمل نکنید بلکه به جایی که خدایتان برای تبارهای شما برگزیده و به نام هریک نهاده، بروید و قربانیان و هدایا و نذورات و عبادت ها و گاو و گوسفندهای بِکر را تقدیم کنید.(۳۸)

این نص توراتی تأثیر عمیقی در درون برخی یهودیان نهاده که سالانه به این اماکن ویژه طبیعت ـ که اجدادشان متصرف شده و اهالی آن سرزمین ها را می کشتند و می سوزاند ـ آهنگ حج کنند و قربانیان و هدایا و نذوراتشان را تقدیم نمایند و همانگونه که در بخش اخیر این دستور آمده، نماز بگزارند و گوسفند و گاو بکر هدیه دهند یا قربانی کنند و آتش برافروزند و به نبرد تاریکی بروند.

 چنین حجی، در حقیقت همان عادات دوران بت پرستی است که یهودیان قبل از بعثت حضرت موسی علیه السلام ، اقتباس کرده و به فرزندانشان در طی قرون، به ارث گذاشته اند تا سنت های نژادی را پاس دارند و آب و رنگ دینی به آن بدهند.

 دکتر ظاظا حسن گوید: یهود یا بنی اسرائیل از درختان و کوه ها و تپه ها و چشمه های آب و چاه ها زیارتگاه هایی درست کرده و به حج این اماکن می روند و بدان تبرّک می جویند و معبدهایشان را بنا می گذارند…(۳۹)

 اما چشمه ها و چاه هایی که یهودیان آهنگ زیارت آن می کنند، مشهورترین آنها «قادش» است که مفهوم آن قداست است و در لغت عربی «عین قدیس» چشمه مقدس تلفظ می شود. و نیز «بئر سبع» که در صدر همه قرار دارد و در جنوب غربی غزه واقع است و سامیان پیشین بنی اسرائیل و بعضی دیگر عقیده داشته اند که این چاه مسکونی است یعنی موجودات نامرئی از فرشتگان و جنّیان در آن زندگی می کنند و عدد آن ها هفت می باشد و اگر کسی نقض سوگند کند یا به عمد دروغ بگوید بر اوست که همراه طرف مخاصم خود نزد این چاه رفته و هفت بار بر خود لعن کند تا نسلش منقطع گردد و به مرگ همه عزیزانش مبتلا شود و مال و جان و شرفش آسیب پذیرد و آواره زمین شود و گوش و چشم و عقلش را از دست بدهد.

چکیده و نتیجه گیری

 خلاصه کلام: دیانت یهودی، حج را به عنوان یک عبادت با آثار مادی و معنوی می نگرد؛ همانگونه که دین مصیحی و دین اسلام و سایر ادیان توحیدی و غیر توحیدی چنین نگرشی به حج دارند. ولی تفاوت در ماهیت این عبادت و آداب و اعمال و شعائر و مکان و زمان آن است. هدف عمده مقاله این است که بگوید آنچه یهودیان به عنوان حج انجام می دهند، موافق چیزی نیست که پیامبرشان به عنوان شریعت آسمانی آورده و آن توجه خالصانه و صحیح به مکان مطلوب و زمان معین و مناسک واجب آن باشد.

و یهودیان خود می دانند که خداوند حج را تشریع فرموده است و نیز از قداست بیت اللّه الحرام آگاهی دارند و می دانند که جدشان ابراهیم علیه السلام خانه ای را برای بندگان خدا بنا نهاده است، با این حال حق را انکار کرده و با باطل آمیخته اند و به مکان هایی که هوای نفسشان طلبیده و تعصّب نژادی شان حکم کرده، رهسپار شده و این سنت الهی را به انحراف کشیده اند و در توالی نسل ها حقیقت بر آنها مشتبه گردیده است و مقدسات حقیقی و معتقدات واقعی ضایع گشته و هواهای نفسانی نقش خود را بازی کرده است و این خصلت انسان است که اگر تحت ضابطه ای صحیح و زیر نظر ارشادگری صالح نباشد دستخوش هوای نفس می شود… خداوند همه را از انحراف نگهدار باشد!

POST A COMMENT.